
پایان فرصت هادر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.خواب دوستم مریم را دیدم خوشحال بود و لباس زردی پوشیده بودگفتم یک ورکشاپ در زمینه ی فلان بگذارگفت : من مُردم نمی تونم دیگه از این کارها بکنیگفتم واقعاگفت : آره من دوسااااله که مردمو من فکر می کردم به حسرت از دست دادن فرصت ها آن جایی که قران می گه : تقاضا می کنند که بر گردند و خدا میگه : کلا( هرگز)پ.ن : مریم جانم در آبان 402 فوت کرده...
ادامه مطلب
به یک مجلس مذهبی دعوت شدیمساعت اعلام شده ۶ تا هفت و نیم صبحالان ساعت ۸ و بیست دقیقه و هنوز تمام شدهلم تقولون ما لا تفعلون؟ نوشته شده توسط ا.م.صفری | لینک ثابت | بخوانید...
ادامه مطلب
بخش مهمی از کودکی من اینجا گذشتو در منتهی الیه سمت چپ تصویر زیر درخت گردومزار پدر بزرگم استیادش به خیر...
ادامه مطلب
در زندگي هر كس دلخوشي ها يا خوشبختي هاي كوچكي هست كه اگر آن ها را ببينيم غمهاي بزرگ به زانو در مي آيند پ.ن: خوشبختي هاي كوچك اين روز هاي1- ديدن يك دوست قديمي به شكل كاملا برنامه ريزي نشده و گذراندن دو ساعت با او و دخترهايش2- خريدن چند گلدان گل براي مادر بعد از مدتها3- تولد ته تغاري خانه "هدي" 4- كاشتن دو گل زيباي كاكتوس در دو گلدان زرد براي اتاقم در ادارهبراي همه ي اين ها بايد شاكر بود...
ادامه مطلب
یادش به خیرمهد کودکشعر من بچه شیعه هستم........
ادامه مطلب